***تاریخ ما***
هرکه مکتب رفت آدم میشود***نور چشم خلق عالم میشود


تاريخ : جمعه 6 ثور 1392
ارسال توسط :علي| بازدید : 12
تاريخ : چهارشنبه 4 ثور 1392

 

ما را در شبکه های زیر نیز دنبال کنید:

روي عكس زير كليك نمايد

 



برچسب ها : ما را در شبکه های زیر نیز دنبال کنید
ارسال توسط :نصيراحمد| بازدید : 16
تاريخ : سه شنبه 3 ثور 1392

شاهان افغان در هند

مسلمانان عرب در سال 90هجري قمري متوجه هند شدند،حين ورود به هند يك كشتي آنها به دستور(دائر)پادشاه سند دستگير وتمامي آنها به شهادت رسيدند حجاج بن يوسف والي عراق و فرماندار عمومي افغانستان مفتوحه لشكر عظيمي را زير فرماندهي محمد بن قاسم غرض انتشار اسلام وكوبيد پادشاه سند به آن منطقه فرستاد. وي برسند وملتان تسلط يافت ومي خواست كه به فتوحات خود در هند ادامه دهد اما از طرف خليفه احضار گرديد از ا زمان به بعد اعراب مسلمان متوجه هند نشدند تا اينكه در قرن سوم هجري نوبت به غزنويان و غوريان رسيد و اينان لشكر كشي به هند را جزو برنامه هاي خويش قرار دادند.

 

شاهان قطيبه در هند(602الي689هجري قمري)

بعد از كشته شدن سلطان شهاب الدين غوري 602 هجري قمري امپراطوري بزرگ غوري تجزيه گرديد پسر خوانده سلطان شهاب الدين  محمد بن سام غوري قطب الدين ايبك ترك تبار خود را پادشاه مستقل هند اعلام كرد وپايتخت را از لاهور به دهلي انتقال داد وي در دهلي مسجد معروف را تعمير وقطب منار دهلي را به نمونه  منارجام بنيادنهاد.

قطب الدين ايبك مرد سخي دلير وسياستمدار بود. وي بعد از پنچ سال سلطنت در سال 607 در حين چوگان بازي از اسپ افتاد و مرد. پس از او امراي سند و بنگال بيرق استقلال را برافراشتند هنوز يك سال از سلطنتش نگذشته بود كه شمس الدين التمش حاكم يكي از نواحي هندوستان وداماد قطب الدين ايبك آرام شاه را از سلطنت خلع كرد



برچسب ها : شاهان افغان در هند,خليفه,لشكر كشي,خويش,شاهان قطيبه,دهلي,قطب منار دهلي
ارسال توسط :علي| بازدید : 18
تاريخ : يکشنبه 1 ثور 1392

ابوالمظفر، صلاح الدین یوسف بن ایوب بن شاذی بن مروان بن یعقوب دُوِینی تکرینی٬ ملقب به صلاح الدین ایوبی٬ (به کردی: سەلاحەدینی ئەییووبی)‏٬ موسس دولت ایوبیان در مصر و شام، در سال ۵۳۲ هجری قمری در تکریت عراق متولد شد. وی از کردهای مسلمان بود[۱][۲][۳] که قدرت او سرزمین‌های مصر و شام و شمال عراق و یمن و حجاز را در بر گرفت. وی پیش از رسیدن به سلطنت، در دمشق ملقب به صلاح الدین گردید و سپس در مصر ملقب به «الملک الناصر» گردید. او توانست اغلب سرزمین‌های پادشاهی بیت المقدس و شهر قدس را آزاد سازد و این باعث آغاز جنگ سوم صلیبی به فرماندهی پادشاه فرانسه و انگلستان و آلمان گردید. .[۴] ایوبیان دودمانی کردتبار[۵] بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.

 

 

تولد و رشد

صلاح الدین ایوبی، به سال 532 هجری (1138 میلادی) در تکریت عراق به دنیا آمد. خانوادهٔ وی در شب تولد او تکریت را به سوی موصل ترک کردند و پس از یک سال به بعلبک واقع در لبنان امروزی رفتند و پدرش به عنوان حاکم آنجا تعیین گردید. کودکی صلاح الدین در این شهر سپری شد، وی آموزش‌های ابتدایی خود را در آنجا به پایان رساند و قرآن را حفظ کرد و حدیث و فقه و لغت و تاریخ را فرا گرفت و فنون سوار کاری و مبارزه را آموخت. در آغاز جوانی به حلب (واقع در سوریه‌ی امروزی) رفت و به عمویش «اسد الدین شیر کوه» که از قهرمانان و مردان «نورالدین محمود» سلطان حلب و دمشق بود پیوست.

برخی تاریخ‌نگاران نقل می‌کنند صلاح‌الدین، که در آن زمان کودک بود و در دمشق زندگی می‌کرد، علاقه خاصی به این شهر داشت. اما اطلاعات دقیقی از کودکیش در دسترس نیست. صلاح‌الدین خود نوشته است: «بچه‌ها آنطور تربیت می‌شوند که پدرانشان شدند». به گفته یکی از زندگینامه‌نویسانش، الورهانی، او قادر به پاسخگویی به پرسش‌های علمی در خصوص اقلیدس، الکتاب المجسطی، حساب، و قانون بود. صلاح‌الدین همچنین در قرآن و علوم دینی نیز سررشته داشت تا حدی که منابع متعددی ادعا می‌کنند او بیشتر علاقه‌مند به مطالعه درباره دین بود تا پیوستن به ارتش. شاید پیوستن او به ارتش به این دلیل بود که در زمان جنگهای صلیبی مسیحیان در حمله‌ایی غافلگیرانه اورشلیم را از دست مسلمانان بیرون آوردند. صلاح‌الدین کار خود را در دربار اتابک زنگی از دست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد و بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر کرد تا متحدش شاهوار فرمانروای مصر را، که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود، در مقام خود حفاظت نماید.

مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود. شیرکوه و صلاح‌الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند ولی صلاح‌الدین انها را سخت شکست داد و به عقب راند.

 

رسیدن به حکومت

بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح‌الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل و صلیبیون آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.

حصار دمياط من قبل الأسطول الصليبي والبيزنطي.

صلاح‌الدین بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.

افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ میلادی در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.

منبع:ويكي پديا



برچسب ها : صلاح الدين ايوبي,مصر,عقب,خلفای فاطمی ,خطرناک,در این زمان,محمود عبدالله
ارسال توسط :احمد| بازدید : 19
تاريخ : پنجشنبه 8 حمل 1392

با سلام به تمامي بازديد گننده گان وبلاگ مان  به زودي با مطالب جديد در خدمتتان خواهيم بود



برچسب ها :
ارسال توسط :علي| بازدید : 27
تاريخ : يکشنبه 10 جدی 1391

هِرودوت، (زاده ۴۸۴ - مرگ ۴۲۵ پیش از میلاد) نخستین تاریخ‌نگار یونانی زبان است که آثارش تا زمان ما باقی مانده‌است. هرودوت از مردم هالیکارناسکاریا (بودرومترکیه کنونی)، شهر یونانی نشین آسیای صغیر بود و چون در آن هنگام این شهر بخشی از حکومت ایران به شمار می‌رفت، مورخ مذکور را تبعه ایران ذکر کرده‌اند. گرچه او را پدر مورخین خوانده‌اند ولی در واقع نخستین مورخ نبوده، زیرا قبل از او دانشمندان دیگر یونانی‌ها مانند هکاتئوس مطالبی نوشته‌اند که به ما نرسیده  و ظن قوی می‌رود که هرودوت و مورخین سده‌های بعد از این نوشته‌ها، بدون ذکر نام مؤلف، استفاده کرده‌اند.

هرودوت سفرهای متعدد در ممالک مشرق زمین کرده و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ این کشورها نوشته‌است. 

 

 

 

 

 

 

منبع:ويكي پديا



برچسب ها : هِرودوت,شهر یونانی, مورخین, دانشمندان
ارسال توسط :علي| بازدید : 45
تاريخ : پنجشنبه 18 عقرب 1391

پیشینه کاپیسا

پیشینه کاپیسا به دوران کنشکای بزرگ امپراتور کوشانی و همچنان دوران بودایی یونان باختری می‌رسد که کاپیسا در آن زمان به عنوان پایتخت تابستانی کنشکا انتخاب شده بود.
خمزرگر یکی از مرکزهای مهم آیین بودایی بوده و دو تندیس یافت‌شده بودا که از نشانه‌هایش آتش زبانه می‌کشد و از کف پایش آب فوران می‌کند از موری خمزرگر و دومی از سنجن بدست آمده‌است.

بگرام به محل شهر قدیمی در افغانستان اطلاق می‌شود که مورخان چینی آن را کیپیش و جغرافی‌نگاران یونانی کاپیسا یاد کرده‌اند. خرابه‌های آن در شصت کیلومتری جنوب غربی کابل واقع است و بین بستر رودخانه و باریک آب قرار دارد. در جلگه کاپیسا یا کوه دامن و بخصوص در برج عبدالله که آن را قلعه شاهی نامیده‌اند، توسط موسیو فوشه و مسیوها گن فرانسوی حفریاتی شده و آثار زیادی از تمدن بودایی در آن محل بدست آمده‌است. هیوئن تسنگ زائر چینی در خاطرات خود می‌نویسد که کاپیسا رویهمرفته دارای صد معبد و ششهزار شمن (راهب) بودایی بوده‌است.

کورش (۵۳۰ - ۵۸۰ ق م) بنیان‌گذار حکومت هخامنشیان، از طریق گدروزیا به سرزمین هند حمله‌ور شد، اما تنها موفق به تصرف پاروپامیساده که بین هندوکش و رخج قرار داشت شد. پلینی چنین گزارش می‌کند که شهر مشهور کاپیسا (بگرام) در این حملات با خاک یکسان شد.

براساس گفتهٔ تاریخ‌نویسان چینی رئیس قبیله کوشان در سال‌های ۳۹ تا ۲۷ ق. م. کیو-تسیو-کیو نام داشت که پس از پیروزی بر چهار قبیلهٔ دیگر خود را کوشان‌شاه خواند. کیو-تسیو-کیو یا کوجولا کره کردفیزس پس از تصرف همهٔ ایالت بلخ با سپاه خود از هندوکش گذشت و نواحی کابل و کاپیسا را گشود و پس از آن تا کنارهٔ چپ رود سند پیش رفت و این سرزمین‌ها را از دست آخرین پادشاهان سکائی، جانشینان گندفر به درآورد و بنیاد شاهنشاهی کوشانی را در مشرق استوار کرد.

گروه طالبان در ۱۱ مهر ۱۳۷۵ ولایت کاپیسا را بدون مقاومتی تصرف کردند. این ولایت پس از گفت‌وگوهای طالبان با فرماندار کاپیسا سقوط کرد.

 

 

منبع: ویکی پدیا



برچسب ها : پیشینه کاپیسا ,گروه طالبان,بلخ ,راهب,کاپیسا ,هیوئن تسنگ,دو تندیس,برج عبدالله
ارسال توسط :علي| بازدید : 70
تاريخ : پنجشنبه 18 عقرب 1391

کوروش دوم

کوروش دوم (به پارسی باستان: 𐎤‎‎𐎢‎‎𐎽‎‎𐎢‎‎𐏁) که به کوروش بزرگ، کوروش کبیر یا کوروش هخامنشی مشهور است، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است.» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از باستان‌شناسان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند. اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند.

کوروش ابتدا بر علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.

استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.

هرودوت گزارش می‌دهد که کوروش در جنگ با ماساگتها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می‌کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می‌کند، دو لوح و سند گلی یافت‌شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن «نهمین سال کورش، شاه کشورها» را نشان می‌دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، «سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها» را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می‌دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته‌است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت‌نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده‌است.

 

منابع زندگانی کوروش

مهم‌ترین منبع تاریخ زندگانی کوروش، تاریخ هرودوت است.[۴] منابع تاریخ‌نگاری دربارهٔ هخامنشیان شامل هرودوت و کسنوفون به‌ویژه آناباسیس (یا بازگشت ده‌هزار تن)، کتزیاس و مورخان اسکندر مقدونی، آریان، کوینت کورس، دیودور سیسیلی و هم‌چنین نویسندگان اخیرتر مانند اثر پلوتارک و اثر آشیل (یا آیسخولوس)، پارسیان و بطلمیوس از دیدگاه جغرافیای تاریخی و البته استرابون و پلینیوس پاره‌هایی از آثار نویسندگان نه‌چندان برجستهٔ یونانی، عهد عتیق (بویژه کتاب استر، عزرا، نحیما) نیز دارای آگاهی‌هایی از هخامنشیان هستند و نیز آثار اخیر سدهٔ چهارم از پاپیروس‌های آرامی و سکه‌های فلسطینی نیز شامل این منابع می‌شوند. همچنین یکی از مهم‌ترین سندهای معتبر در بررسی زندگانی کوروش، رویدادنامهٔ نبونعید است که به شرح نبرد و پیروزی کوروش بر آخرین پادشاه مادها می‌پردازد و همچنین در متن این سند به سایر نبردهای کوروش و به ویژه نبرد بابل اشاره شده‌است.[۵]

از میان منابع کهن، نوشته‌های هرودوت تاحدودی قابل اعتماد است و پژوهش‌های نوین باستان‌شناسی هم در پاره‌ای از موارد، گفته‌های او را تأیید می‌کنند.[۶] اما نوشته‌های کتزیاس جنبهٔ داستان‌سرایی و تفریح‌انگیز دارند و تقریباً در تمامی مواردی که هرودوت و کتزیاس دربارهٔ واقعهٔ یکسانی صحبت کرده‌اند، گفته‌های آنان بسیار با هم اختلاف دارند و در مواردی که بتوان این اختلاف‌ها را از روی منابع دیگر بررسی کرد، گفته‌های کتزیاس نادرست است.[۷] کتزیاس ادعا می‌کند که از سالنامه‌های رسمی ایرانی و مشاهدات شخصی‌اش به عنوان پزشک دربار در نوشتن کتابش استفاده کرده‌است ولی بررسی‌های بیشتر نشان داده که وی حتی به زبان‌های شرقی آشنا هم نبوده‌است. اگر کتزیاس از سالنامه‌های رسمی استفاده می‌کرد، ممکن نبود آنچه را که نمی‌داند نداند ولی در عوض چیزهایی را «می‌داند» که وجود آن‌ها در سالنامه‌های رسمی، محال محض است. با این حال، نمی‌توانیم تماماً از نوشته‌های کتزیاس صرفنظر کنیم زیرا وی زمان درازی را در ایران هخامنشی بسر برد و با هخامنشیان زیادی رابطه داشت و روایات زیادی را شنیده‌است و گاهی در بین مطالب بی‌ارزشی که نقل می‌کند، یک نام یا روایتی یافت می‌شود که محال است خود او جعل کرده باشد.[۸]

گزنفون در شرح احوال کوروش، کتابی به نام کورش‌نامه نوشته که نتیجهٔ تخلیات وی است و حالتی داستانی دارد. کوروش‌نامه رمانی سیاسی دربارهٔ پرورش جوانان و آموزش فرمانروایی آرمانی برای فرمان‌رانی و پیشبرد یک سرزمین با خودکامگی خردمندانه در برابر بندگانی فرمانبردار و ستایشگر است.[۹] کورش‌نامه نمودار بارزی از گرایش گزنفون به اندرزگویی بوده و نظرها و عقاید سلطنت‌خواهی وی را نشان می‌دهد. این کتاب در زمرهٔ رمان‌های تاریخی و اخلاقی محسوب می‌شود با این وجود، نمی‌توان نوشته‌های آن را در بررسی تاریخی کنار نهاد زیرا کلیات و ترتیب وقایع با دیگر منابع تاریخی همخوانی دارد.[۱۰]

 

 

 ادامه مطلب

 

 

منبع ویکی پدیا



ادامه مطلب...برچسب ها : کورش بزرگ ,کوروش کبیر,کوروش شکست خورده,کوروش پیروز,کوروش آریای,کوروش افغانی,کوروش هخامنشی
ارسال توسط :علي| بازدید : 89
تاريخ : يکشنبه 16 میزان 1391

 

خسرو اول  انوشیروان (نوشیروان)

 

 


خسرو اول (زایش ۵۰۱، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم، معروف به خسرو (کسری)

انوشیروان (نوشیروان) دادگر[۴]، شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی  بود.
شروع شاهنشاهی خسرو اول آغاز درخشان‌ترین دورهٔ عهد ساسانیان بود. او به مشکلاتی که مزدکیان برای کشور به وجود آورده بودند، خاتمه داد. اصلاحات اقتصادی و مالیاتی کارامدی را انجام داد که باعث پر پول شدن خزانه شاه و به طور همزمان فراهم آمدن رضایت مردم شد. خسرو ارتش را سازمانی و قدرتی دوباره داد. او در طول دوره شاهنشاهی خود سه بار با امپراتوری بیزانس جنگ کرد، که بار اول با پیروزی‌های ایران که نقطه عطف آن فتح انطاکیه در سال ۵۴۰ میلادی بود، با قرارداد صلح موقت در سال ۵۴۵ میلادی پایان یافت. بزودی برای بار دوم بین دو قدرت بزرگ جهان در آن زمان جنگ درگرفت و با به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح در سال ۵۶۱ میلادی با انعقاد قرارداد صلح پنجاه ساله و خراجگذار شدن روم به شاهنشاهی ایران، جنگ خاتمه یافت.بعضی قبایل ترک حتی در قفقاز نمودار شدند و کسری برای اینکه از حملات آنان جلوگیری کند، بر استحکامات قلعه دربند افزود. در قسمت جنوب کسری قدرت خود را بر یمن بسط داد. این مملکت آنزمان در دست حبشیان بود. وهریز، که یکی از سرداران کسری بود، با اعراب همدست شد و در سال ۵۷۰ میلادی حبشیها را شکست داد و از جانب شاهنشاه به حکومت یمن منسوب شد. در همین سالها، سینجیبو به تحریک بیزانس به ایران حمله کرد ولی استحکامات مرزی ایران جلوی پیشرفت او را گرفت. این رویداد و همچنین اغتشاشاتی که در ارمنستان به تحریک دولت روم درگرفت، باعث برافروختن آتش جنگی دوباره میان ایران و روم شد. یوستینیانوس امپراتور بیزانس که فکر می‌کرد خسرو دیگر پیر شده‌است و توانایی اداره جنگ را ندارد با پشتیبانی ارمنیان مسیحی به ایران حمله کرد و شهر نصیبین را به محاصره درآورد. ولی خسرو موفق شد او را به سختی شکست دهد و با پیشروی در خاک بیزانس قلعه دارا را نیز به اشغال خود درآورد. در بین جنگ، تیبریوس امپراتور بیزانس شد و پس از چندی کش و قوس مذاکرات صلح بین دو قدرت آغاز شد ولی خسرو در سال ۵۷۹ میلادی درگذشت و نتیجه صلح را ندید.
در روایات شرقی خسرو اول نمونه دادگستری است و مولفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف کوشش او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند. همچنین عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با شاهنشاهی خسرو اول آغاز می‌شود. در زمان وی کتاب کلیله و دمنه از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ساسانی ترجمه شد، آزادی مذهبی برای ادیان غیر زرتشتی، مانند مسیحیت و یهودیت وجود داشت. هفت تن از فیلسوفان یونان در نتیجه تعطیلی مدرسهٔ فلسفه آتن توسط امپراتور بیزانس و تعدیاتی که به حکما کردند به تیسفون و ربار خسرو پناه آوردند. از قیودی که برای سایر مذاهب غیر مسیحی در کشور روم قائل شده بودند، می‌توان قیاس کرد که دربار ایران نسبت به آزادی مذهب دارای چه عقیده و مقام عالی بوده‌است. در این دوره بازی چترنگ یا شطرنج نیز از هند به ایران آورده شد.
تیسفون پایتخت دولت شاهنشاهی ایران در عهد خسرو اول به منتهای وسعت خود رسید. دانشگاه پزشکی گندی شاپور در زمان خسرو از رونق خاصی برخوردار بود و مرکز علم پزشکی جهان به شمار می‌آمد. مسیحیان نستوری که در قرن پنجم میلادی از روم طرد شدند، به ایران پناهنده شدند و پزشکان حاذقی که در بین اینان بودند در مدارس پزشکی ایران از جمله گندی شاپور مشغول به کار شدند.

 

تبارنامه

خسرو انوشیروان پسر سوم قباد یکم شاهنشاه ساسانی بود. مادر او بنا بر گفته پروکوپیوس تاریخ‌نگار رومی، دختر ایران اسپهبد بویه، بوده‌است. به گفته کریستن‌سن حکایت کتاب خودای نامگ، که گوید مادر خسرو دختر دهقانی از دودمانهای قدیم بود، که قباد در ایام فرار به عقد خود درآورد، افسانه‌ای بیش نیست. البته این داستان یا افسانه توسط فردوسی نیز در شاهنامه نقل شده‌است.

ریشه‌شناسی لقب

صورت پهلوی واژهٔ انوشیروان انوشگ‌روان است که از دو جزء انوشگ و روان تشکیل شده‌است. انوشگ (در فارسی کنونی انوشه) به معنی بی‌مرگ، باقی یا خوش و خرم است. معنی جزء دوم هم که مشخص است. پس انوشه‌روان را می‌توان تحت‌اللفظی روان بی‌مرگ یا روان خوش و خرم ترجمه کرد. لیکن مورد استعمال این ترکیب در پهلوی شبیه آنِ مرحوم در فارسی کنونی‌است. مثلاً در کتیبهٔ پهلوی یادبودی که در کازرون پیدا شده‌است، در چند سطر اول چنین آمده‌است: «<۱> این آرامگاه <۲>[برای] انوشروان نیکزاد <۳> دخت مهرین شاد <۴> کرد (ساخته شد)...»

پادشاهی و سیاست‌های داخلی انوشیروان

او پسر قباد یکم بود. قباد در سال ۵۳۱ میلادی درگذشت. پس از قباد بر سر پادشاهی با برادران خود کاوس یا کیوس معروف به پتشخوارگرشاه، و جام به ستیزه برخاست و بیاری مهبود (ماهبد) از خانوادهٔ بزرگ سورن، بپادشاهی رسید.

کشورداری انوشیروان

دوران پادشاهی خسرو انوشیروان درخشانترین دورهٔ عهد ساسانی است. فرقهٔ مزدکی مغلوب و سرکوب شده بود در داخله صلح و سلم حکمفرما بود. در روایات شرقی خسرو انوشیروان نمونهٔ دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف جد و جهد او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند.

مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساخته‌اند قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری می‌نامند و هنوز ویرانهٔ آن موجب حیرت است. ساختمان این بنا را به خسرو انوشیروان نسبت داده‌اند. وی ترتیب خراج ملک و ضبط لشکر داد و دفتر عرض و عارض، او پیدا کرد. کتاب کلیله و دمنه در عهد او از هند به ایران آوردند.

عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز می‌شود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعهٔ ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید.

سرکوب مزدکیان و اعتلاء دادن به آیین زرتشت

با آنکه قتل و کشتار پیروان مزدک در اواخر عهد قباد روی داد، عامل اصلی این واقعه، خسرو انوشیروان بود که پیروان مزدک ولیعهدی وی را بخطر انداخته بودند و طبیعی است که او در آغاز سلطنت خویش نیز، در قلع و قمع بقایای پیروان مزدک دست به اقدامات جدی و شدیدی زده باشد.

سرکوبی مزدکیان، آیین زرتشت و طبقهٔ روحانیان را اعتلاء فوق‌العاده داد. در این ایام برای مقابله با تحریکات مسیحی و بیزانس و برای جلوگیری از بدعتهایی که در داخل ممکن بود اساس سلطنت را متزلزل کند، وجود یک آیین ملی لازم بنظر می‌آمد.

بطور کلی تا عهد خسرو انوشیروان تاریخ ساسانیان عبارت شد از، سعی در تقویت آیین ملی به منظور مبارزه با مذاهب تفرقه‌انگیز غیرملی، یا تسامح در مقابل اینگونه مذاهب به قصد مقاومت در برابر نفوذ طبقه‌ای که آیین ملی در دست آنها وسیله‌ای می‌شد برای کسب قدرت و اعمال نفوذ در امور حکومت.

در بین کسانی که مشرب تسامح را در مسائل دینی جهت جلوگیری از قدرت گرفتن موبدان بکار بردند می‌توان از یزدگرد اول و قباد نام برد.

شاهپور دوم و خسرو انوشیروان کسانی بودند که در جهت تأمین وحدت کشور و به قصد مبارزه با عوامل مخالف، آیین زرتشت را با قدرت و شدت ترویج کردند. آنچه این اقدام خسرو انوشیروان را بیشتر تثبیت نمود، توفیق او در جمع‌آوری اوستا بود.



ادامه مطلب...برچسب ها : خسرو اول , انوشیروان,اهمیت,جنگ درگرفت,جنگِ روم,سینجیبو ,هفتالیان,قفقاز,ایران حمله,نصیبین
ارسال توسط :احمد| بازدید : 104

 

فرعون تحوطمس سوم (حدود 1441 تا 1461 پیش از    میلاد)

 

تحوطمس سوم در سالهای اولیه سلطنتش به عنوان یک فرعون، بارها و بارهامجبور شد که با سوری های طغیان گر جنگ کند. اما آن دولتشهر های مستقل و کوچک سوری سوری در واقع همسنگ و حریفی برای مصر متحد و نیرومند محسوب نمی شدند. تحوطمس طی سالها تمام فلسطین، تمام سوریه، و شهرهای بازرگانی سواحل فینقیه را به تصرف در آورد.

با این متصرفات، تحوطمس به صورت فرعون امپراطوری وسیعی در آمد که از سرچشمه های دجله و فرات آغاز می شدو تا منطقه چهارمین آبشار بزرگ نیل واقع در جنوب مصر امتداد می یافت.

تحوطمس بر امپراطوری وسیعش ماهرانه حکومت می کرد. او در سرتاسر زمینهای به تصرف در آمده پادگانها و مراکز اداری مصر را مستقر کرد. او در اواخر دوره نظامیگری اش به چنان قدرت و اعتباری دست یافته بودکه نبرد های هر ساله اش با رژه های نظامی چندان تفاوتی نداشت.

همسر تحوطمس سوم، دختر خردسال حتشپسوت در اوایل نوجوانی در گذشت. از این رو فرعون با خواهرش ازدواج کردو همسر جدیدش پسری سالم و زیبا به دنیا آورد. وقتی تحوطمس به شصت سالگی نزدیک شد،این پسر را که بیست و یک سال داشت در سلطنت بر مصر با خود شریک کرد.یک سال بعد تحوطمس درگذشت.

 

تحوطمس سوم،همچون پدر بزرگش، در همان دره متروکی که دره شاهان نام گرفت،در آرامگاهی زیر زمینی مدفون شد. تحوطمس نخستین فرمانده نظامی بزرگ تاریخ بود.

 



برچسب ها : فرعون تحوطمس سوم,سالهای اولیه,امپراطوری وسیعی,با رژه های نظامی,یک سال داشت,دختر خردسال حتشپسوت
ارسال توسط :نصيراحمد| بازدید : 100
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد